درباره ما

با سلام خدمت شما دوست عزیز. لطفا از قسمت پیوندهای روزانه و دیگر لینک ها بازدید نمایید. نظر هم فراموش نشود. از شما صمیمانه متشکریم.
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
کاربردی
ابر برچسب ها
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان

چهارشنبه سی ام مهر 1393 | هادی

به نام خدا

سلام به شما

ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد .

فرا رسيدن ماه محرم را به عزادارن راستينش تسليت عرض ميكنم.

 

شما عزیزان می توانید با ازسال عدد 1 به سامانه پیامکی 5000291898

عضو خبرنامه وبلاگ امام حسین (ع) شوید.

 

التماس دعا


امام حسین، کیمیای سعادت
چهارشنبه سی ام مهر 1393 | هادی

 

عالم از منظر قرآن

قرآن مجید، کتابی است که خداوند متعال با بیش از پنجاه صفت مانند: مبارکه، نور، حکیم، ذکر، شفا و غیره از آن یاد کرده است. این اوصاف پنجاه گانه را برای این فرموده که راه هرگونه شک و تردید را در همه اعصار تا روز قیامت به روی این کتاب ببندد. آنچه در قرآن کریم آورده، همان است که بدون کم و زیاد در عالم هستی وجود دارد؛ به عبارت دیگر، آن واقعیاتی که در قرآن آمده، همان هایی است که خود او آفریده است.

قرآن، مجموعه هستی را به دو بخش تقسیم کرده است. از یک بخش به «عالم ملک» یا «عالم شهادت» که امور این عالم عیناً با چشم مادی قابل مشاهده است، تعبیر فرموده است؛ اما از بخش دیگر با عناوین «عالم غیب»، «عالم معنا»، «عالم ملکوت» و «عالم باطن» یاد فرموده که امور آن با چشم مادی قابل رؤیت نیست. گرچه قسمتی از آن بعد از مرگ دیده می شود؛ ولی آثار آن در تمام «عالم شهادت و ملک» قابل مشاهده است. انسان مایه اصلی را نمی بیند ولی آثار آن را می بیند. برای مثال، انسان ملائکه را نمی بیند درحالیکه آثارشان در عالم مشهود است.

آیاتی در قرآن مجید آمده که صریحاً بیانگر دو عالم شهادت و غیب است؛

« تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَه » [1]

از قدیم مطرح کرده اند که در عالم سه عنصر هست که در حیات انسان به کار گرفته شده است. نام یک عنصر را در قدیم «کبریت احمر» گذاشته اند که در معنای امروزی به آن «شیمی آلی» می گویند. عنصری است که در عناصر دیگر فعل و انفعال ایجاد می کند. اگر کسانی به کبریت احمر دست می یافتند، این را به عنوان سِرّ قلمداد می کردند و در اختیار دیگران قرار نمی دادند، مگر به تعدادی از شاگردان قابل قبول خودشان. این افراد با «کبریت احمر» - به تعبیر خودشان- در عالم هستی، اشیاء خبیث و پست را به اشیاء قیمتی تبدیل می کردند و همین که آنها را به مال دنیا می رسانده است خوش بودند.

امام حسین(ع)؛ کبریت احمر عالم غیب

کبریت احمر در عالم شهادت برای این است که اشیاء پست را به اشیاء قیمتی تبدیل کند، سنگ را نگین کند، مس را زر ناب کند؛ اما در عالم غیب و ملکوت هم کبریت احمری وجود دارد که حضرت باقر(ع) می فرماید: «فَوَ اللَّهِ لَهَؤُلَاءِ فِي قُرَّاءِ الْقُرْآنِ أَعَزُّ مِنَ الْكِبْرِيتِ الْأَحْمَرِ» [2]

امام صادق(ع) کبریت احمر را به جابر بن حیان یاد دادند. او هم حرف های ایشان را در دو هزار صفحه نوشته که نسخه خطی این کتاب در کتاب خانه انگلستان، کنار موزه گیرینویچ موجود است. متأسفانه آنچه خود داشتیم و داریم، هنوز از بیگانه تمنا می کنیم:

 

بی دلی در همه احوال، خدا با او بود     او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد     

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد     آنچه خود داشت، ز بیگانه تمنا می کرد

اما کبریت احمرِ عالم غیب و ملکوت کیست؟ «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة»؛ حسین در عالم غیب، کبریت احمر خدا است. حسین(ع) تریاق اکبر (پادزهر تمام سموم) و مشک ازفر (مشکی که نمی توان رایحه اش را پنهان کرد) است. اگر این کبریت احمر به أسفل السافلین برخورد کند، او را تا أعلی علیین بالا می برد.

زمانی که حضرت سید الشهداء(ع) گلوی بریده را روی خاک گذاشت، حضرت زین العابدین(ع) فرمود: «و أما الاخرة و بنور وجهک المشهد»، حالا آخرت روشن شد؛ حالا ملکوتی ها هم می بینند که تو، که هستی و چه امتیازاتی داری. به أنبیا گفته شد: کسانی که مطیع شما هستند، نجات یافتند؛ به ائمه دیگر هم گفته اند: هر کس مستقیماً مطیع شما است، اهل نجات است؛ ولی به حسین(ع) گفته اند: همه کسانی که مطیع تواَند و هم آنهایی که یک لحظه رابطه ای با مطیعان تو داشته اند، اهل نجات هستند. ما هنوز به اعلی علیین نرسیده ایم؛ چرا این کبریت احمر را به کار نمی گیریم؟

یار در این انجمن یوسف خونین بدن     آینه خار جهان گو به همه رو به رو

 


ادامه مطلب

 

 


ولادت عشق
شنبه دهم خرداد 1393 | هادی
از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیزترین حوادث ،غرورآفرین ترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرین ترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان این که خنده ای بر لبان ما بنشاند در خود  نمی بیند.

مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟

مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو "موج"، موجودیت یافت؟

مگر نه این که " نسیم" با تولد تو متولد شد و مگر نه " صاعقه" اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه " ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش" از روح تو جان گرفت؟

پس چرا ما خبر " ولادت"  تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟

پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک، پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟

از تو ما را حدیثی در سینه است و غمی جانکاه بر دل؛ همان غمی که دل آدم را شکست و یاد تواش گریاند.

پیامبر، آنگاه که تو پا به عرصه ظهور نهادی، گلویت را بویید و اشک دلش، بوسه را بر گلوی تو طراوتی دیگر بخشید.

همان حدیث که توان از تن علی ربود و بر بیابانش ایستاند و ناله اش را به آسمان رساند که:

" ههنا مناخ رکابهم و موضع رحالهم و ههنا مهراق دمائهم فتیة من آل محمد..."

اینجاست قتلگاه حسین، خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود. همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد، وادی معاشقه اینجاست. همینجاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف، گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرند.

این جاست که فریاد خون آلودِ" الهی رضاً برضاک" سینه آسمان را می شکافد و بر رضایت خداوند، چنگ می زند و آسمان از این درد می شکند و زمین بر خود می پیچد.

آری، از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت. تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود و شخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگرچه اوج پرواز والاترین انسان، حضیض - پایین ترین- شناخت تو را درنمی یابد.

و هر چند تو برتری از آنچه ما می اندیشیم و آن صفات که تو را متصف می کنیم و اگر چه تو زینت بخش صفاتی، و اگرچه یادمان نرفته است آن کلام را که در قیامت والاترین مؤمنین  در تب و تاب دیدار خداوندی می سوزند و از او تقاضای دیدار می کنند؛ برقی می درخشد و نوری متجلی می شود که همگان را سالیان دراز بی خویش و بی هوش می کند و وقتی خود را می یابند و به هوش می آیند، عاجزانه از خدا می پرسند که این تو بودی؟ و پاسخ می شوند که این یک تجلی از چهره حسین بود؛ جلوه ای از رخ اباعبدالله، یک نیم نگاه ثارالله... و قلم را هرگز توان شرح این دیدار نیست...ولیکن ما را فقط  یارای دیدن ظواهر است و همین و تا همین حد، آتش به خرمن وجودمان افکنده است و دل های ناقابلمان را پروانه آن شمع جاودانه کرده است.

ما که ظرفیت دریا نداریم، همان قطره مان که در گلو چکانده ای، حیات و زندگیمان بخشیده است.

ما در این کاروانسرای دنیا از آن جهت تنفس می کنیم که تو در آن درنگ کرده ای.

ما بر خاکی سجده می کنیم  که پای تو بر آن نشسته و خون تو بر آن چکیده است.ما همچنان که ساده ترین نیازمان؛ آب نوشیدن را، به یاد تو مرتفع می کنیم، احساسمان، اندیشه مان، مرگمان، حیاتمان، سلوکمان، قیاممان، همه و همه رنگ از تو می گیرند و معنا از تو می یابند.

بر مظلومیت جوانانمان از آن خرسندیم که مظلومیت تو را تداعی می کنند. جوانانمان را به یادواره علی اکبر تو به میدان فرستادیم.

و خون را از آن جهت ارج می نهیم که تو- ثارالله- به خدایت اتصالش بخشیده ای و آوارگی زنان و کودکانمان را از آن روی تاب می آوریم که گوشه ای از آن همه درد و رنج تو را بشناسیم. ما هر چه خون به یادواره تو داده ایم و آنچه به دست آورده ایم، از دست های مبارک تو گرفته ایم و بر همین اساس ما گشتیم، جستجو کرده یم، زیرورو کردیم، و ارزشمندترین گلستان جامعه و عطرآگین ترین مجموعه گل را- به اعتقاد باغبان بزرگوار- آن ستون ها را که استواری جامعه در گروی وجودشان است- به اعتقاد بنیانگذار- زیباترین، خالص ترین، مؤمن ترین، ایثارگرترین جوانانمان را- به اعتقاد مربی- جدا کردیم، ممتاز نمودیم و روز تولد تو را به ایشان اختصاص دادیم و جز اینان، چه گروهی را شایستگی این منزلت بود؟

یا اباعبدالله! بابی انت و امی یابن الزهراء!

آتش عشق را در دل کودکان و جوانانمان جاودانگی بخش!

و هدیه های این امت را که بر اساس آیه" لن تنالواالبرحتی تنفقوا مما تحبون"؛ معشوق های خویش را فدای تو کردند، به پیشگاهت بپذیر.

" سید مهدی شجاعی"





تحلیلگر تاریخ اسلام گفت: مروان‌بن حکم آن پیر بنی‌امیه که از دشمنان سرسخت اهل بیت(ع) بود، به بقیع یا پشت در خانه خانم ام‌البنین(س) می‌آمد، به نوحه‌ها و مرثیه‌های سوزناک این بانوی بزرگوار گوش می‌داد و می‌گریست.

محمدحسین رجبی دوانی استاد دانشگاه به مناسبت سالروز وفات حضرت ام‌البنین(س) به خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس گفت: بانوی بزرگوار جناب ام‌البنین(س) یکی از همسران امیرالمؤمنین(ع) است که به سبب فضایل شخصی و معرفتی نسبت به ساحت امامت و ولایت، در تاریخ اسلام و شیعه جایگاه برجسته و خاصی پیدا کرده است.

وی اظهار داشت: درباره چگونگی ازدواج ایشان با امیرالمؤمنین(ع) بنا به نقل بسیار معروف و مشهور، حضرت علی با برادر خویش عقیل‌بن ابی‌طالب مشورت کرد و از آنجایی که عقیل، نسب‌شناس برجسته‌ای بود و نسبت به تمامی قبایل مختلف عرب شناخت داشت، حضرت با او مشورت کرد که همسری از خانواده‌ای اصیل که به دلاوری مشهور باشد و بتواند فرزندان دلاوری به دنیا آورد را به او معرفی کند که عقیل هم به حضرت امیر(ع) عرض کرد من «فاطمه کلابیه» از قبیله بنی کلاب را به شما معرفی می‌کنم چرا که در میان عرب، دلیرتر از مردان بنی‌کلاب وجود ندارد و حضرت علی(ع) با این بانو که دختر خالد کلابی بود ازدواج کرد.

این کارشناس تاریخ عنوان کرد: از این بانو چهار فرزند پسر به نام‌های عباس، عبدالله، جعفر و عثمان متولد شدند. اما اینکه ام‌البنین(س) در واقعه کربلا حضور داشت علت آن را نمی‌دانیم چه بسا شاید بنا بر مصلحت و یا نظر خود حضرت سیدالشهداء(ع) بود که در مدینه باقی بماند و در پایان این حرکت عظیم که شهادت رقم خورده بود نمی‌خواست که وقتی چهار فرزندش به شهادت می‌رسند شاهد صحنه شهادت فرزندانش باشد.

وی خاطرنشان کرد: حضرت ام‌البنین(س) و شرح حال موقعیت ایشان بسیار محدود و مختصر است که نه سال تولد آن بزرگوار را به درستی می‌دانیم و نه سال رحلتش را و شاید به همین دلیل است که اطلاعات ما محدود بوده و از علت دقیق عدم حضور ایشان در کربلا نیز مطلع نیستیم.

رجبی دوانی اظهار داشت: اما در واقعه کربلا و در ارتباط با عکس‌العمل آن بانوی بزرگوار با شنیدن خبر شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) و یارانش نکته ای داریم که دلالت بر معرفت آن بانوی بزرگوار می‌کرد که نسبت به جایگاه امامت داشت.

وی تصریح کرد: در نقل‌ها آمده است که وقتی ام‌البنین(س) از کاروانی خبر فاجعه کربلا را شنید و کسی می‌خواست خبر شهادت فرزندش را به او بدهد ام‌البنین(س) گفت ابتدا از حسین(ع) برایم بگویید و چون شنید چهار فرزندش همراه امام حسین(ع) به شهادت رسیده‌اند گفت ای کاش همه فرزندانم و همه آنچه در روی زمین است فدای حسین می‌شد و آن حضرت زنده می‌ماند.

این تحلیل‌گر تاریخ اسلام ادامه داد: در تاریخ داریم که این بانوی جلیل‌القدر در سوگ حضرت سیدالشهداء(ع) و فرزندانش به قبرستان بقیع می‌رفت و در آنجا با دلخراش‌ترین صحنه‌ها و با خواندن مرثیه‌های سوزناک چنان فضایی را ایجاد می‌کرد که مردم نزد او گرد آمده و به مرثیه‌های او گوش می‌دادند و همراه با هم می‌گریستند.

وی گفت: همچنین مروان‌بن حکم آن پیر بنی‌امیه که از دشمنان سرسخت اهل بیت علیهم‌السلام و حاکم مدینه در آن موقعیت بود، او نیز می‌آمد در بقیع یا در پشت درب خانه خانم ام‌البنین(س) به نوحه‌ها و مرثیه‌های سوزناک این بانوی بزرگوار گوش می‌داد و می‌گریست.

رجبی دوانی خاطرنشان کرد: تمام این موارد متقن و مورد اعتماد مطالبی بود که ذکر شد اما مواردی هم در برخی از منابع متأخر درباره ایشان داریم که چون در منابع اصلی و دست اول ذکر نشده نمی‌توان به آنها اعتماد کرد.



برچسب ها : حضرت ام البنین, دکتر رجبی دوانی

یکی از یاران نامدار و ممتاز حضرت اباعبدالله علیه السلام، که از آغاز راه در کنار امام حاضر بود و در سرزمین کربلا خصوصاً روز عاشورا، رشادت و جانفشانی بی نظیری از خود به نمایش گذارد، فرزند حیدر کرار علیه السلام و بی بی ام البنین علیها السلام است. کسی که معروف به قمر بنی هاشم، علمدار و سپه دار لشکر سید الشهداء علیه السلام و باب الحوائج است.

تاسوعا روز شهادت حضرت عباس علیه السلام نیست، بلکه بخاطر مقام و عظمتی که این بزرگوار دارد یک روز را به بزرگداشت و احترام از شخصیت والایش اختصاص داده اند. شخصیتی که اکثر ائمه اطهار علیهم السلام زبان به مدح و ثنای او گشوده اند، اباالفضلی که خداوند به او مقام باب الحوائجی عنایت می فرماید. قمر بنی هاشم که برای بسیاری از مردم، خارج از تعلقات و تعصبات قومی و مذهبی، بعنوان یک الگو نقش آفرینی می کند و مردمان واله و شیدای مقام و عظمت وی هستند ما حضرت عباس علیه السلام را بیشتر به عنوان علمدار و سقا در کربلا و روز عاشورا می شناسیم.

مقام و عظمت قمر بنی هاشم علیه السلام

اکثر دوستداران این حضرت، از آخرین لحظات عمر شریف و نحوه شهادتش مطلع هستند. در حالی که حضرت باب الحوائج جایگاهی عظیم و رتبه ای بالاتر از این مطالب را دارا می باشد. امام سجاد علیه السلام در حق عموی خویش می فرماید:

«ان للعباس عندالله تبارک و تعالی منزله یغبطه جمیع الشهداء یوم القیامه» (1) همانا برای حضرت عباس علیه السلام نزد خداوند متعال منزلت و مقامی است که تمام شهدا در روز قیامت آرزو و تمنای مقامش را می نمایند.

آیا این مقام کمی است که امام حسین علیه السلام، امام معصوم، کسی که همه عالم دلداده و فدایی حضرتش است، عصر تاسوعا برادر خود را این گونه مورد خطاب قرار دهد:

«بنفسی انت یا اخی» (2) برادرم جانم به قربانت.

و یا فضیلت دیگر آن حضرت را می توان در اذن دخول حرمش، که امام صادق علیه السلام به شیعیان یاد داده است جستجو نمود:

«سلام الله و سلام ملائکته المقربین و انبیائه المرسلین و عباده الصالحین و جمیع الشهداء و الصدیقین و الزاکیات الطیبات فیما تغتدی و تروح علیک یابن امیرالمؤمنین» سلام خدا و سلام ملائکه مقربش و سلام پیامبران مرسل و بندگان شایسته اش و سلام تمام شهداء و صدیقین و سلام هایی پاک و طیب در صبحگاهان و شامگاهان بر تو باد ای فرزند امیرالمؤمنین.

حضرت اباالفضل علیه السلام این مقام رفیع را در پیشگاه خداوند و ائمه اطهار علیهم السلام از کجا و چگونه بدست آورده است؟

خصوصیات و فضایل بی شمار حضرت عباس علیه السلام

به طور حتم ویژگی ها و خصوصیات ممتاز و درخشانی در طول عمر شریف آن حضرت قرار دارد؛ که وی را در چنین جایگاهی قرار می دهد. خصوصیاتی که می تواند برای ما دلدادگان و پیروان حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام، درس ها و نکات ارزنده ای را در پی داشته باشد. ویژگی هایی مانند: وفاداری، ادب، تسلیم بودن در برابر خداوند، شجاعت و دلیری، حس مسئولیت، ثبات قدم و یقین و...

در بین تمامی این صفات، یکی از ویژگی های مهم آن بزرگوار که سبب این درجات والا و این جایگاه عظیم شده، این است که حضرت اباالفضل العباس علیه السلام در سرتاسر عمر خود، در راه خداوند، یعنی صراط مستقیم قدم برداشته و لحظه ای از راه الهی منحرف نگردیده است.

راه راست و استوار الهی راه سعادتمندی

یکی از درخواست هایی که حداقل روزی ده مرتبه در نمازهای واجبمان از درگاه خداوند طلب می کنیم قرار گرفتن در راه راست و درست الهی است:

«اهدنا الصراط المستقیم» (3) (پروردگارا) ما را به راه راست هدایت فرما.

کلمه صراط همه جا در قرآن کریم بصورت مفرد آمده است و این یعنی که راه راست و استوار، راه هدایت، راه خداوند، یک راه بیشتر نیست و اگر انسان گمان کند از طریقی دیگر می تواند به خدا برسد، در اشتباه است.

«و أنّ هذا صراطی مستقیماً فاتبعوه و لا تتبعوا السُبل فتفرّق بکم عن سبیله ذلکم وصّیکم به لعلکم تتقون» (4) این راه مستقیم است، از آن پیروی کنید و از راه های پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید که شما را از راه حق دور می سازد، این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می کند شاید پرهیزگاری پیشه کنید.

از این رو وقتی به امیرالمؤمنین علیه السلام عرض می شود چرا شما اولیاء خدا در راه راست قدم برمی دارید و باز در نماز می گویید: اهدنا الصراط المستقیم؟ حضرت فرمود: منظور ما از گفتن آن این است که:

«ادم لنا توفیقک الذی به اطعناک فی ماضی ایامنا» (5) توفیقی را که در گذشته و حال به ما عنایت فرموده ای، پایدار بدار.

زیرا دعا دو گونه است زمانی انسان دعا می کند، برای طلب نعمت و موهبتی که دارا نیست. گاهی نیز خداوند عنایت فرموده است و دعا برای استمرار و باقی ماندن آن موهبت است. اگر ائمه اطهار علیهم السلام در خواست هدایت به این راه را می نمایند یعنی در راه خداوند تا پایان عمر باقی بمانند.

صراط مستقیمی که شیطان در کنار آن کمین نموده است تا اگر کسی یک لحظه، غفلت نمود و از این طریق خارج شد، او را به سوی خویش جذب و گمراه نماید.

«قال فبما اغویتنی لاقعدنّ لهم صراطک المستقیم» (6) شیطان گفت: اکنون که مرا گمراه ساختی من نیز، بر سر راه مستقیم تو در کمین بندگانت می نشینم.

راه قرار گرفتن در صراط مستقیم چیست؟

از خصوصیات حضرت اباالفضل علیه السلام قرار گرفتن در صراط مستقیم است. اگر ما بخواهیم این خصلت را از باب الحوائج یاد بگیریم باید چه کنیم؟ چگونه می شود که انسان در راه راست الهی قدم گذارد؟ راه رسیدن به صراط مستقیم چیست؟

1- بندگی و اطاعت از پروردگار

هرکه می خواهد در راه خدا قدم بردارد و به سعادت دنیا و آخرت دست یابد، قرآن کریم می فرماید اولین شرط قرار گرفتن در این راه، اطاعت و بندگی کردن پروردگار است.

«و أن اعبدونی هذا صراطٌ مستقیم» (7) و مرا پرستش کنید (اطاعت کنید) که این راه مستقیم است.

اولین معنای صراط مستقیم اطاعت و بندگی خداوند است. اینکه انسان در چارچوب دستورات الهی گام بردارد. هر سخنی که می گوید هر کاری که انجام می دهد، هر رفتاری که از او سر می زند مطابق با دستورات خداوند باشند شاید در زندگی روزمره برای من و شما زیاد اتفاق بیفتد که برخی از اعمال و رفتارمان با اطاعت و بندگی خدا در تعارض باشد و کسی بخواهد در صراط مستقیم قرار گیرد، هر زمان و مکانی که دید خواست خودش با خواست و دستور پروردگار تعارض دارد، خدا را کنار نمی گذارد و به خواست خودش عمل کند، بلکه تحت هر شرایطی مطیع اوامر الهی است.

قرآن کریم و دین مبین اسلام مکرر در مکرر سفارش به احترام از پدر و مادر می کنند. رسول مکرم اسلام می فرمایند:

«رضی الرب فی رضی الوالدین و سخط الرب فی سخط الوالدین» (8) رضایت خدا در سایه رضایت والدین و خشم خدا در سایه خشم پدر و مادر است.

اما همین قرآن و اسلام می فرمایند تا جایی مطیع پدر و مادرت باش که در چارچوب اطاعت خداوند است، اما اگر زمانی اطاعت از آنان موجب نافرمانی از پروردگارت می شود دیگر فرمانبردار آنان نباش.

«و إن جاهداک علی ان تُشرک بی ما لیس لک به علمٌ فلا تُطعهما و صاحبهُما فی الدنیا معروفاً» (9) و هرگاه پدر و مادر، تو را بر شرک به خدا وادار می کنند که از آن آگاهی نداری از ایشان اطاعت مکن ولی با آنان در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن.

پس هر کسی که اطاعت غیرخدا کند و یا به خاطر منافع خود، دست از فرمانبرداری پروردگارش بردارد، به طور حتم از صراط مستقیم خارج است.



ادامه مطلب
افتتاح سامانه پیامکی 5000291898
چهارشنبه دوم بهمن 1392 | هادی


خجسته ميلاد

رسول اكرم حضرت محمد مصطفي (ص) و

امام جعفر صادق (ع) بر همه مسلمانان مبارك باد

پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: بهترین کسب‌ها، کسب تجاری است که به هنگام سخن، دروغ نگویند و در امانت، خیانت نکنند و به وعده، وفا کنند و در پرداخت قرض خود، تعلل نکنند و به هنگام فروش، در ستایش جنس خود مبالغه نکنند و به هنگام خرید، از جنس دیگران بد نگویند. (نهج الفصاحه، ص 119، ح 595)

تا نام تو برده می‌شود، چراغ‌های صلوات، در جان لحظه‌ها فروزان می‌شوند...

تا فضیلتی از تو گفته می‌شود، دل‌ها از بوی گل محمدی زنده می‌شوند...

یاد نویدبخش تو، درب‌های صبح را به رویِ ما می‌گشاید...

قرآنی که از جانب خدا آورده‌ای، نزدیک‌ترین راه رهایی است و نهج‌الفصاحه‌ات، پاک‌ترین مبحث بندگی.

قرآن، معجزه‌ای است که از دست‌های روشن تو به ما رسید و مرهمی شد بر داغ‌های همه روزه بشریت.

دنیا، شاداب و جوان می‌ماند اگر سطری از اندرزهای تو را به کار بندد؛ همچنان که منبر و مسجد و مأذنه از ذکر و نام تو فعال مانده‌اند.

دل به مهر شما می‌سپارم و بر شما درود می‌فرستم، یا رسول الله...

عطر نامتان، دلم را پر می‌کند و بر شما درود می‌فرستم، یا رسول الله...

شمیم یادتان، دنیایم را تازه می‌کند و بر شما درود می‌فرستم، یا رسول الله...

 

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

 

پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: محبوب‌ترین بندگان خدا به نزد وی، کسی است که با بندگان او دلسوزتر و مهربان‌تر باشد. (نهج‌الفصاحه، ص 115، ح 578)


حلول ماه ربیع الاول مبارک
پنجشنبه دوازدهم دی 1392 | هادی


فرارسیدن ماه ربیع الاول ، ماه شادی و شادمانی برای شیعیان را به شما محب اهل بیت(ع) تبریک عرض میکنم .


خدایا؛

تو را به مناسبتهای عزیز این ماه گرامی قسم می‌دهیم؛

این ماه را بر تمام شیعیان جهان، مبارک و پر خیر و برکت قرار بده،

و در ظهور ارباب و مولای ما؛ امام زمان(عج) تعجیل بفرما،

و به ما توفیق بهره بردن از فضایل این ماه عنایت فرما،

و تمام مریضها را به حرمت این ماه شفا بده،

و مشکلات و گرفتاری تمام شیعیان را برطرف بفرما.

آمین ربّ العالمین.


برای مشاهده برکات و اعمال ماه مبارک ربیع الاول اینجا را کلیک کنید.





برچسب ها : ماه ربیع الاول, اعمال ماه ربیع الاول
امام حسن

روشن‏ترین فلسفه و تفسیر دعاهای ماثوره از پیشوایان اسلام، تعلیم عقاید حقه و معارف دینی و آداب و اخلاق اسلامی، با زیباترین الفاظ و مضامین عالیه، به زبان دعا می‏باشد، كه در دعاهای وارده از اولیاء دین مشاهده می‏شود.

 

بر آستان کریم

روى انه كان علیه السلام: اذا بلغ باب المسجد رفع رأسه و یقول: « الهى ضیفك ببابك، یا محسن قد اتاك المسى ء فتجاوز عن قبیح ما عندى بجمیل ما عندك یا كریم ».

روش امام حسن مجتبی علیه السلام این بود، هرگاه به در مسجد می ‏رسید سر مبارك خود را به سوی آسمان بلند می‏كرد این چنین دعا می‏كرد:

«ای خدای معبود من، مهمان تو در خانه‏ات ایستاده است، ای خدای نیكو و نیكوكار، براستی، آمده است بنده گناه‏كار تو، در نزد تو، بگذر و عفو كن، از آنچه زشتی كه در نزد من است به حرمت جمال و زیبایی كه در نزد تو هست، ای خدای كریم.»

دعای امام حسن مجتبی علیه السلام و فقرات ادعیه شریفه یاد شده آموزنده و روشنگر چند حقیقت است كه در ذیل بآنها اشاره می‏شود.

 

رعایت ادب در پیشگاه پروردگار

رعایت ادب، هنگام مناجات و راز نیاز با خدای تعالی و ذات اقدس او را به بزرگی و صفات جمال و كمال، نام بردن و به ناچیزی و ضعف و نیاز همه جانبه و تقصیر و گناه خود اعتراف داشتن در آثار اسلامی و دعاهای ماثوره از اولیاء اسلام، فقراتی پرمحتوا دیده میشود، كه بیانگر كمال ادب، در پیشگاه خدای تعالی، هنگام مناجات با او است و روشنگر این حقیقت است كه ذات باری تعالی دارای همه صفات جمال و كمال در بی‏نهایت است و انسان هم موجود ضعیف و ناتوان و نیازمند در بی‏نهایت می‏باشد به عبارت دیگر، مراحلی از خداشناسی، و خودشناسی به انسان آموخته می‏شود.

پس حقایقی را که دعای مذكور به ما می آموزد اعتراف انسان، به فقر ذاتی و نیازمند بودن به همه‏ ابعاد وجودی خویش و اینكه هر چه دارد، از رحمت ذات حق ریشه می‏گیرد و هم چنین ایمان و اقرار به صفات كمالی و بی‏نهایت حضرت حق، می‏باشد و این، همان رعایت ادب به پیشگاه ذات باری تعالی، در هنگام دعا و راز و نیاز می‏باشد.

بر طبق آیات قران كریم و سخنان اولیاء دین، موثرترین عامل جلب احسان و عفو خدای تعالی، احسان و نیكی كردن به مردم و گذشت از لغزشهای آنان است. چراکه احسان و نیكی كردن به مردم، بویژه به كسی كه به انسان بدی كرده، نشانه كرامت و بزرگواری و جلب محبت و ظهور فضیلت و مهم‏تر، مشمول احسان پروردگار در برابر بدی‏ها و گناهان می‏باشد

امید به احسان و عفو بی‌پایان

حقیقت دیگری را كه امام حسن مجتبی علیه السلام در دعای شریف خود، تعلیم می‏دهد، امید به احسان و عفو خداوند است. مفهوم دعای آن بزرگوار، این بود:

ای خدای محسن و احسان‏كننده، بنده بد و بدكار تو به درگاه تو آمده است، امید است از زشتی و بدی او بگذری.

آری در تعالیم اسلام خدای تعالی به دو صفت بسیار امیدوار كننده توصیف شده است كه بندگان خود را مورد لطف قرار می‏دهد و آن دو صفت احسان و عفو است در دعای ماثوره در محراب حضرت علی علیه السلام در مسجد كوفه می‏خوانیم : « یا ذالجود و الاحسان »؛ ای خداوندی كه دارای بخششی و نیكی كننده هستی.

و در فقرات دعای جوشن کبیر می‏خوانیم: « یا عظیم العفو و یا حسن التجاوز »؛ ای خدایی كه بزرگی، از نظر عفو، نیكویی و از نظر گذشت.

در آیه 25 از سوره شوری می‏فرماید: «و هو الذی یقبل التوبه من عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون». اوست خدایی كه توبه بندگانش را می‏پذیرد و گناهانشان را درگذرد.

و در آیه 30 همان سوره می‏فرماید: «و ما اصابكم من مصیبه فبما كسبت ایدیكم و یعفو عن كثیر». یعنی آنچه از رنج و مصایب به شما (انسانها) می‏رسد، همه از دست اعمال خود شما است در صورتیكه خدا بسیاری از اعمال بد شما را عفو می‏كند.

امام حسن(ع)

همچنین در آیه 34 همان سوره می‏فرماید: « او یوبقهن بما كسبوا و یعف عن كثیر». یا اگر خدا بخواهد، كشتیهاتان را بجرم بدكاری، به دریا غرق می‏كند در حالیكه بسیار از جرم شما را می‏بخشد.

و در آیه 99 از سوره نساء می‏فرماید: «فاولئك عسی الله ان یعفو عنهم و كان الله عفوا غفورا». آنان امیدوار به عفو و بخشش خدا باشند كه خدا از گناهان درگذرد و او آمرزنده گناهان است.

و آیات دیگری از قرآن، و رهنمودهای اولیاء اسلام به ویژه به زبان دعا كه انسانهای گنهكار را امیدوار به عفو و گذشت خدای تعالی، نسبت به گناهان می‏نمایند و تعلیم می‏دهند كه همیشه دست به دعا بردارند و از خدای تعالی طلب عفو نمایند.

امام حسن مجتبی علیه السلام در یكی دیگر از دعاهای خود، بعد از درود و رحمت بر پیامبر و خاندان پاكش علیهم السلام، می‏خواند:

« ان تقیلنی عثرتی و تستر علی ذنوبی و تغفر هالی، و تقضی لی حوایجی و لا تعذبنی بقبیح كان منی فان عفوك و جودك یسعنی انك علی كل شی قدیر »  (دعای بعد از نماز امام حسن علیه السلام، كلیات مفاتیح)

خداوندا از تو می‏خواهم از لغزشم در گذری، و گناهانم را بپوشانی و آنها را بیامرزی و حاجتهای مرا برآوری و بكار زشتی كه از من سر زده عذابم نكنی، زیرا براستی كه گذشت و بخشش تو، چنان هست كه مرا فراگیرد و بر همه چیز هم توانایی.

پیشوای دوم در فقرات این دعای شریف، به انسانها می‏آموزد كه برای خدای تعالی، آن قدر، گذشت و بخشش فراگیر است كه باید برای عفو و پوشاندن گناهان، و آمرزش آنها و برآوردن حاجات و كیفر نشدن از زشتی‏ها، به او امیدوار بود.

رعایت ادب، هنگام مناجات و راز نیاز با خدای تعالی و ذات اقدس او را به بزرگی و صفات جمال و كمال، نام بردن و به ناچیزی و ضعف و نیاز همه جانبه و تقصیر و گناه خود اعتراف داشتن در آثار اسلامی و دعاهای ماثوره از اولیاء اسلام، فقراتی پرمحتوا دیده میشود، كه بیانگر كمال ادب، در پیشگاه خدای تعالی، هنگام مناجات با او است

احسان به مردم و گذشت از لغزشهایشان

حقیقت دیگری كه از دعای امام مجتبی علیه السلام و دعاهای سابق الذكر، روشن گردید، آن است كه خدای تعالی كه خود، دارای صفت احسان و عفو بی‏نهایت است، انسانها را هم به احسان و نیكی كردن به یكدیگر، گذشت و عفو از لغزشهای یكدیگر، امر كرده است. و بر طبق آیات قران كریم و سخنان اولیاء دین، موثرترین عامل جلب احسان و عفو خدای تعالی، احسان و نیكی كردن به مردم و گذشت از لغزشهای آنان است. چراکه احسان و نیكی كردن به مردم، بویژه به كسی كه به انسان بدی كرده، نشانه كرامت و بزرگواری و جلب محبت و ظهور فضیلت و مهم‏تر، مشمول احسان پروردگار در برابر بدی‏ها و گناهان می‏باشد.

در آخر آیه 40 از سوره شوری میفرماید: « فمن عفا و اصلح فاجره علی الله »، یعنی كسی كه عفو كند و بین خود و خصم را اصلاح كند، اجر او با خداست.

در آیه دیگر می‏فرماید: «ان تبدوا خیرا او تخفوه او تعفوا عن سوء فان الله كان عفوا قدیرا». (نسا: 149) ؛ اگر نیكی درباره خلق خدا به آشكارا یا پنهانی كنید، یا از بدی در گذرید (بسیار محبوب خداست) كه خدا به راستی، همیشه از بدیها درگذرد.

این بود شرح مختصری بر دعای شریف امام حسن مجتبی علیه ‏السلام و تبیین مفاهیم والای آن در مقام ادب به پیشگاه خدای تعالی در هنگام مناجات با ذات اقدس او و طلب عفو و بخشش از درگاه او.

 ابوالفضل صالح صدر            

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

صحیفة الحسن علیه ‏السلام، دعا و كلمات امام حسن علیه ‏السلام، جواد قیومى اصفهانى.

تعالیم امام حسن مجتبی علیه‌السلام‌ به زبان دعا و حدیث، حسن کافی.